» سرشکستن حضرت زین العابدین علیه السلام در عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام
» آیا مواسات وهن است
» لطمه
» همدردی یا وهن
» اشکال از نحوه عزاداری نگیرید
» نسب عمر
» روایت ابوبكر و عمر و پیروان آنها مشرك هستند
» آیا عمر خطاب همسر حضرت ام‌کلثوم(سلام الله علیها) است؟
» پروژه تحريف کتب اهل سنت+تصوير (قسمت اول)
» روايت «وَأَنْتَ خَلِيفَتِي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
درباره ما

به وبلاگ من خوش آمدید
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
بر پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم درودناقص و ابتر نفرستید
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

چرا صلوات ناقص ؟

 پیامبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم)فرمودند:بر من درودناقص و ابتر نفرستید: گفتند صلوات ناقص و ابتر چیست؟فرمودند

خدای متعال در قران کریم صلوات بر پیامبر اکرم (ص)را سفارش نموده است:میفرماید: إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا«56-احزاب» خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‏فرستند ای کسانی که ایمان آورده‏اید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبی گردن نهید. چگونه باید بر پیامبر اسلام (ص)صلوات فرستاد؟ بخاری درصحیح خود می نویسد.از رسول خدا(ص)پرسیدند:ای رسولخدا سلام گفتن به شما را می دانیم،ولی چگونه به شما صلوات بفرستیم؟! رسولخدا(صلی الله علیه وسلّم) فرمودند:""اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد"" ولی جای تعجب است بخاری اه ازامامان برتر اهل سنت است از رسولخدا (ص)نقل میکند که بایددر صلوات درود بر اهل بیت پیامبر علیهم السلام فرستاد:اما خود در کتابش صلوات بدون آل محمد میفرستد:

منبع صحیح بخاری جزء5و6 –کتاب التفسیر-حدیث1222تا1224

ابن حجرمکی در کتاب "الصواعق المحرقه" بعد از ذکر آیه صلوات (56-احزاب)نقل میکند:وقتی از پیامبر اکرم (ص)در باره چونگی سلام بر او سوال شد:پیامبر درود بر خود را همراه درود بر آل خود آوردند:سپس مینویسد.واین دلیل آشکاریست بر اینکه منظور از این آیه دستور به درود فرستادن بر اهل بیت آن حضرت است.وگرنه مردم بعد از نزول آیه دربارۀ درود فرستادن بر اهل بیت او سوال نمی کردند: منبع الصواعق المحرقع ابن حجر مکی (ص87)

پیامبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم)فرمودند:بر من درودناقص و ابتر نفرستید: گفتند صلوات ناقص و ابتر چیست؟فرمودند اینکه بگوئید: (اللهمّ صلّ علی محمد) و دست نگه دارید.بلکه باید بگوئید>:""اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد""

منبع الصواعق المحرقع ابن حجر مکی (ص232)

حال چگونه است برخی نه تنها در صلوات بر رسولخدا(ص) درود بر اهل بیت پیامبرعلیهم السلام نمیفرستند:بلکه بدعت گذاشته و اصحاب پیامبررا نیز داخل صلوات می نمایند:؟؟!!



برچسب‌ها:
فرار عمربن خطاب در جنگ احد
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

فرار عمربن خطاب مانند بز کوهی در جنگ احد

عمربن خطاب، روز جمعه، سوره آل عمران را خواند… وقتی به این آیه رسید، « کسانی از شما که در روز رو به رو شدن دو جمعیت با یکدیگر ( در جنگ احد ) ، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت…» گفت: وقتی روز احد، مشرکان را شکست دادیم، من فرار کردم تا این که از کوه بالا رفتم و همانا خود را دیدم که همانند بز کوهی، از کوه بالا میدوم!!! و مردم ندا می دادند که محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) کشته شد. من گفتم: هر کس را ببینم که بگوید محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) کشته شد او را میکشم!! بعد ما روی کوه جمع شدیم، پس این آیه نازل شد. « کسانی از شما که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر ( در جنگ احد )، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت…».

سیوطی در تفسیر الدرالمنثور , جلد ۴, ذیل آیات ۱۵۴-۱۵۵ سوره آل عمران

http://www.omar-sonnat.com   . منبع



برچسب‌ها:
اعتراف ابوبکر به حمله به خانه ی حضرت زهرا (س) ( از کتب اهل تسنن )
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

ایکاش به خانه فاطمه حمله نمیکردم.

ایکاش در سقیفه بنی ساعده خلافت را نمی پذیرفتم وخلافت را به عهده

عمربن خطاب وابوعبیده جراح قرارمیدادم ومن وزیر میشدم و...       

(میزان الاعتدال ذهبی-ج3-ص-109

-لسان المیزان ابن حجر-ج4-ص889

-تاریخ طبری-ج3-430)

 

-هنگامیکه آیه 23سوره مبارکه شوری برپیغمبراکرم(ص)نازل شد(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ

 أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى)

اصحاب ازپیغمبراسلام پرسیدندنزدیکان شما چه کسانی هستند که محبت به آنها

برماواجب شده است؟

پیامبراکرم فرمودند:"علی وفاطمه ودوفرزندش حسن وحسین (علیه السلام)

(تفسیرکبیرفخرراضی-ج7-ص405

-تفسیرکشاف-ج4-ص219و220)

-حاکم نیشابوری در المستدرک واحمدبن حنبل در مسند خود،بنقل از ابن عباس

آورده اند که حضرت محمد(ص)لباس خودرابرروی علی،فاطمه،حسن وحسین(ع)

کشیدندوفرمودند:"هماناخداوند اراده کرده شمااهل بیت را ازهر رجس وپلیدی

پاک وپاکیزه گرداند"

(مستدرک علی الصحیحین-ج3-ص123-مسنداحمدبن حنبل-ج1-ص330)

پیامبراکرم(ص)

»فاطمه سرورو بزرگ زنان بهشت است«                                   

 (صحیح بخاری-جزء5و6-باب61-حدیث278-چاپ دارالقلم بیروت)

 

-مسعودی در اثبات الوصیه خود در صفحه143 میگوید:

سروربانوان،حضرت زهرا(س)راچنان پشت در کوبیدندوفشردندکه محسن شش

 ماهه اش شهیدشد.

 

-بخاری در صحیح خود آورده:

 هنگامیکه حضرت زهرا(س)به شهادت رسیدحضرت علی(ع)شبانه وی را دفن کرد

 وابوبکر را خبرنکرد  براو نماز گذارد.                            

(صحیح بخاری کتاب المغازی باب155-ج-252-حدیث704)

 

-طبری در تاریخ خود در باره شهادت حضرت زهرا(س)مینویسد:

عمرچنان به پهلوی فاطمه زد که فاطمه فرزندی را که در شکم داشت سقط کرد

 وعمبن خطاب فریاد میکشید خانه فاطمه را به آتش بکشیدو...

(تاریخ طبری-ج2-ص233)

 

ترمذی در المناقب آورده: حضرت محمد(ص)دست حسن وحسین را گرفتند وفرمودند:

"هرکس ایندو حسن وحسین(ع)وپدرشان علی(ع)ومادرشان فاطمه(س)را دوست

بداردفردای قیامت با من در یک درجه خواهد بود"

(سنن ترمذی-ج5-باب21-ص599)

 

حاکم نیشابوری در کتاب معرفت الصحابه در(ص170)آورده:

پیامبراکرم(ص)به فاطمه(س)فرمودند:"آیاراضی نیستی که سرور زنان علم هستی":

 

باوجوداینهمه سفارش پیابر اکرم(ص)به مقام حضرت فاطمه (س)بازبسیاری

از صحابه بر در خانه حضرت هجوم آوردند ودر خانه ایشانرا به آتش کشیدند.

 

خداوند متعال میفرماید:

 

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ «13»ای کسانی که ایمان آوردید

برقومی که خداوند برآنها غضب کرده ازآنها ولی ویار نگیرید)

 

-چرا که پیامبر اکرم(ص)حضرت فاطمه(س)را معیار حق وباطل قرارداده اند

 وفرموده اند:"همانا خداوند بخشم فاطمه خشمگین و بخشنودی او خشنود میشود"

(مستدرک حاکم نیشابوری-ج3-ص158

-الاصابه-ج8-ص266)

 

-حدیث شریف::"فاطمه پاره تن من است هرکس اورا خشنودکند مراخشنود کرده

 وهرکس او را بیازارد مرا آزرده"

در منابع ذیل اهل سنت با الفاظ گوناگونی وارد شده-

-درصحیح بخاری-ج4-ص21-وج5-ص36

-صحیح مسلم-ج4-ص1904-

-سنن ترمذی-ج7-ص605-حدیث3867

 

باتوجه به اینکه حضرت زهرا(س)درکلام رسوخدا(ص)معیار حق و باطل

 قرار گرفته است میتوان گفت که امام زمان حضرت فاطمه(س)حضرت

علی(ع)بوده است.یقیناً حضرت زهرا (س)از کسانیکه خشمگین وناراضی

 بودندتبعیِِّت نمیکردند وآنانرا خلیفه وجانشین پیامبر نمیدانستند.

بطور یقین حضرت زهرا (س)ازآنهایی که بهنگام احتضار رسولخدا(ص)تهمت

هذیان گوئی به رسولخدا زدند وسفارش رسولخدا را مبنی بر جانشینی امیرالمومنین

علی(ع)برخلافت را عمل نکردند آنها را لایق خلافت نمیدانند.

اینک انسان باید بادیده انصاف قضاوت کند کسانیکه خانه حضرت زهرا هجوم آوردند

 شایستگی امام بر حضرت زهرا(س) ودیگر مسلمانان رادارند؟

اسناد ومداررک درموردهجوم به خانه حضرت زهرا(س)

-الامامه والسیاسه ابن قتیبه دینوری-ج1-ص14

-کنزالعمال متّقی هندی-ج3-ص149

-المصنف ابن شیبه-ج14-ص567

 

-سیوطی در تفسیر خود از ابی سعیدخدری نقل میکند:

هنگامیکه آیه 26سوره اسراء برپیامبراکرم(ص)نازل شد:(وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ

«26»حقوق خویشاوندان وارحام خود راادا کن )

ایشان حضرت زهرا (س)راخواند وفدک را به او بخشید.

(الدورالمنثورجلاالدین سیوطی-ج4-ص177)

 



برچسب‌ها:
آیا فدک حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود ؟
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

آیا تا بحال با خود اندیشیده اید؟

 

 

بعضیها منکر این قضیه میشوندکه پیامبراکرم(ص)طبق دستورحق تعالی فدک

را به دخترش بخشیده باشد.امانمیتوانند منکر شوندکه فدک به حضرت زهرا(س)

به ارث رسیده است.

زیرا خداوندمتعال در قرآن کریم در آیات بسیاری اشاره به این مطلب

داردکه فرزندان پیامبران الهی ازایشان ارث میبرند.

بعنوان نمونه سوره نمل آیه 16که میفرماید:( وَوَرِثَ سُلَیمَانُ دَاوُودَ:

«16«:  سلیمان از داود ارث برد)

وهمچنین در آیه6سوره مبارکه مریم میفرماید(یرِثُنِی وَیرِثُ مِنْ آلِ یعْقُوبَ

«6»واو وارث من وهمه آل یعقوب )

براساس نظرعلمای شیعه واهل تسنن ارث در مال میباشد.

فخررازی درتفسیر کبیرش درتفسیرآیه16سوره نمل مینویسد:

مراد از ارث در این آیه ارث در مال است .زیرا نبوت اعطائی است که

در ابتدا داده میشود نه اینکه به ارث برسد.

(تفسیرکبیر فخررازی-ج24-ص186)

 

بغوی در تفسیر معالم التنزیل_(ج3-ص188) درذیل آیه6سوره مریم مینویسد:

"یرِثُنِی" در این آیه ارث در مال است

(معالم التنزیل_ج3-ص188)

 

باتوجه به آیات قرآن کریم واحادیث پیامبراکرم(ص)فدک حق فاطمه زهرا(س)بوده

 که در زمان حیات پیامبر اکرم(ص)به او هدیه شده بود.

 

خداوند متعال در سوره مبارکه احزاب آیه57  کسانیکه خداوند ورسولش اورا

 آزار دهند رامورد لعن قرار داده است.غاصبان خلافت در زمان  حضرت فاطمه

زهرا(س) ایشانرا مورد اذیت آزار قرار داده اند و مورد لعن پروردگار دراین دنیا

 وآخرت قرار گرفته اند.

 

-سمهودی از علمای اهل سنت در مورد مخفی ماندن قبر حضرت زهرا(س)آورده:

علت مخفی بودن قبر فاطمه زهرا(س)را دشمنی ونارضایتی نسبت به غاصبان خلافت میداند.

(وفاءالوفاء-ج3-ص906)

 

ابن قتیبه دینوری،از علمای اهل تسنن در کتاب خود مینویسد :

هنگامیکه ابوبکر وعمربه ملاقات حضرت فاطمه(س)آمدند ایشان به آن دو نفر فرمودند

،من خدا وفرشتگانش را شاهد میگرم مرا بخشم آورده ومرا خشنود نساختید

واگر پیامبر(ص)را ملاقات کنم از شما دونفر به اوشکایت خواهم کرد.

(الامام والسیاسه-ج1-ص14)

 

حضرت فاطمه زهرا(س)هنگام شهادت به حضرت علی(ع)وصیت کردند

 که شبانه دفن شوند وبه کسی اجازه ندهند که بر جسد وی نماز بخوانند.

ازجمله منابعی که به این مورد اشاره کردند عبارتند از..

-مجمع الزوائد هیثمی-ج9-ص221

- سیره اعلام النبلاء-ج2-ص93و727-الارشادالساری-ج1-ص360

-البدایه والنهایه-ج5-ص307-المعجم الکبیر طبرانی-ج22-ص398-طبقات ابن سعد-ج8-ص19

 

آیا کسانیکه مورد لعن صریح خداواقع شده اند قابل بخشش میباشند؟

 



برچسب‌ها:
جعلی بودن لقب ابوبکر و عمر
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

اعتراف علماي اهل سنت بر جعلي بودن اين دو لقب براي ابوبكر و عمر :

از طرف ديگر بسياري از علماي اهل سنت اعتراف كرده‌اند كه

اين دو لقب ، شايسته ابوبكر و عمر نيست و حديث آن جعلي است

. ابن جوزي ، عالم معروف اهل سنت در كتاب الموضوعات مي‌نويسد :

أبي درداء از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم  نقل مي‌كند

 كه آن حضرت فرمود : در شب معراج ديدم كه در عرش خداوند

بر لوحي سبز با نور سفيد نوشته شده بود « خدايي جز خداي

يكتا نيست ، محمد صلي الله عليه وآله وسلم رسول او است ،

 ابوبكر صديق و عمر فاروق است ! .

بعد در نقد روايت مي‌نويسد :

.

اين حديث صحيح نيست و كسي كه به آن متهم است عمر بن

اسماعيل است . يحيي بن معين در باره او گفته است :

 سخن او ارزش ندارد ، دروغ‌گو است ، آدمي بد و خبيث است .

نسائي و دارقطني گفته‌اند : حديث او متروك است .

 (الموضوعات ، ابن جوزي ، ج1 ، ص 327)

 

در جاي ديگر مي نويسد :

اين روايت باطل و ساختگي است و علي بن جميل حديث جعل

 مي كرده است

 الموضوعات ، ابن جوزي ، ج1 ، ص 336

در جاي سوم مي‌گويد :

اين حديث از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم صحيح نيست

؛ زيرا ابوبكر صوفي و محمد بن مجيب هر دو دروغگو هستند ،

 اين سخن را يحيي بن معين گفته است .

(الموضوعات ، ج1 ،‌ص337)

 

هيثمي نيز بعد از نقل روايت مي نويسد :

اين روايت را طبراني نقل كرده و در سند آن علي بن جميل رقي

 است و او ضعيف است .

 (مجمع الزوائد ،‌الهيثمي ،‌ج9 ، ص58)

 

متقي هندي بعد از نقل آن مي‌گويد :

كر وفيه محمد بن عامر كذّاب

ابن عساكر آن را نقل كرده و در سند آن محمد بن عامر ،

دروغگو است . (كنز العمال ، ج13 ، ص236)

 

ابن حبان بعد از نقل دو روايت در اين باره ،‌مي‌نويسد :

 شكي نيست كه اين دو روايت باطل و ساختگي است .

روايات بسياري همانند آن وجود دارد كه با ذكر همه آن‌ها كتاب

ما طولاني خواهد شد .

(كتاب المجروحين ،‌ج ج2 ،‌ص116)

 

ابن حجر عسقلاني و شمس الدين ذهبي نيز بعد نقل روايت مي‌گويند :

هذا باطل ، والمتهم به حسين .

اين روايت باطل است و متهم به آن حسين است .

( ميزان الاعتدال ، ذهبي ، ج1 ،‌ص540 و لسان الميزان ،

 ابن حجر ، ج2 ، ص295)

 

و ابن كثير دمشقي سلفي نيز در اين باره مي‌گويد :

.اين حديث ضعيفي است و در سند آن كسي است كه در باره

او سخن‌ها گفته شده و سخن او از منكرات خالي نيست .

 (البداية والنهاية ، ج7 ،‌ص230)

 

نخستين بار اهل كتاب عمر را فاروق ناميدند :

محمد بن سعد در الطبقات الكبري ، ابن عساكر در تاريخ مدينة

 دمشق ، ابن اثير در اسد الغابة و محمد بن جرير طبري

در تاريخش مي‌نويسند :

 

ابن شهاب گويد : اين گونه به ما رسيده است كه اهل كتاب

 نخستين كساني بودند كه به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان

 از سخن آن‌ها متأثر شدند و اين لقب را در باره عمر استعمال

كردند  و از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم هيچ مطلبي

 در اين باره به ما نرسيده است .

(- الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 3 - ص 270

- تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 44 - ص 51

- تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 267

- أسد الغابة - ابن الأثير - ج 4 - ص 57 )

 

و نيز ابن كثير دمشقي سلفي در ترجمه عمر بن الخطاب

 در كتاب معتبر البداية والنهاية مي‌نويسد :

عمر بن الخطاب ... ملقب به فاروق ، ‌گويند كه اهل كتاب اين لقب

 را به عمر دادند .

( البداية والنهاية - ابن كثير - ج 7 - ص 150)

 

در نتيجه ، لقب «صديق» مخصوص امير المؤمنين است و

 هر آن‌چه اهل سنت از زبان پيامبر اسلام در باره ابوبكر نقل 

 كرده‌اند ، ساخته و پرداخته ديگران است ؛ همان طور كه لقب

 «فاروق» نيز از آنِ امير المؤمنين بوده و اهل كتاب آن را به خليفه

 دوم هديه كرده‌اند .



برچسب‌ها:
چرا پیامبر(ص) با عایشه و حفصه ازدواج کرد
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟

 

       
       
                                 بسم الله الرحمن الرحیم

 در مورد اين ازدواج پاسخ هاي فراوان داده شده است :

پاسخ نقضي و اجمالي :

در ابتدا مي توان پاسخي نقضي داد که :

طبق نظر اهل سنت پيغمبر علم غيب ندارد و ازدواج و يا دوستي

 وي با کسي نمي تواند دليل بر صحت عقايد و رفتار وي باشد .

علت همان علت ازدواج حضرت نوح و لوط با همسرانشان

بوده است :

حتي اگر بگويند رسول خدا وي را مي شناخته و با وي ازدواج

کرده است ، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و

حضرت لوط با همسرانشان مي دانيم . با اينکه در قرآن کريم آمده

 است  که همسر ِ حضرت نوح و نيز همسر حضرت لوط ، همراه

و همنظر با دشمنان ايشان بوده اند .

پاسخ تفصيلي  :

علت امتحان رسول خدا صلي الله عليه وآله و مردم بوده است :

در شعر زيباي حافظ مي خوانيم :

من که ملول گشتمي از نفس فرشتگان    

قيل ومقال عالمي مي کشم از براي تو

رسول گرامي اسلام در نهايت توجه به عالم بالا و مقام اقدس

 الهي بوده اند ؛ و حتي به قول شاعر نفس فرشتگان و هم صحبتي

 با ايشان براي رسول گرامي اسلام سخت بوده است ؛ زيرا نوعي

اشتغال به غير خداست .

اما خداوند هر کسي را به نوبه خود آزمايش مي کند و براي

 آزمايش رسول خدا از ايشان خواست که با عايشه ازدواج کند و

با اين دستور ، در خانه وي کسي را قرار داد که مي توانست 

 مايه آزمايش ايشان باشد  ؛ زيرا امتحان مردان بزرگ بايد به

 بزرگي خود ايشان باشد .

اما چون اين آزمايش مي توانست سبب اشتباه برخي ، در مورد

 شخصيت واقعي همسران رسول گرامي اسلام باشد ،

خداوند هم در قرآن  با بيان برخي اشکالات و اشتباهات همسران

 رسول خدا و همسران پيغمبران گذشته ، راه هدايت را براي

مردم باز گذاشته است .

به عنوان مثال در سوره تحريم آيه ده همسر حضرت نوح و

همسر حضرت لوط را به عنوان دو نمونه براي کفار معرفي مي نمايد

 که با وجود حضور در خانه پيغمبران الهي ، باز گمراه شدند .

و در همين سوره در آيه 4 در مورد دو تن از همسران رسول

خدا مي فرمايد :

إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا

عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ

وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ

(سوره تحريم آيه 4)

اگر ( شما دو همسر رسول خدا) به درگاه خدا توبه کنيد ،

دل هاي شما به سوي او ميل پيدا کرده است ، اما اگر عليه او

 بر يکديگر کمک کنيد در حقيقت خدا خود سرپرست اوست و

جبرئيل و صالح مومنان (نيز ياور اويند) و گذشته از اين فرشتگان

 نيز پشتيبان او خواهند بود .

و نيز  در مي بينيم که رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم

در در مورد ِ آينده ي برخي از همسران خويش سخناني فرموده اند

 كه مي تواند ملاك تشخيص حق از باطل در موارد نياز باشد .

 به عنوان نمونه مي توان به روايتي که بخاري آن را نقل کرده است

اشاره نمود که گفته است :

رسول خدا به خانه عايشه اشاره فرمودند و سه بار گفتند :

 فتنه ( آزمايش ) در اينجاست ؛ فتنه در اينجاست ، فتنه در اينجاست .

2873- حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِيلَ حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ عَنْ نَافِعٍ عَنْ

 عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَامَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

خَطِيبًا فَأَشَارَ نَحْوَ مَسْكَنِ عَائِشَةَ فَقَالَ هُنَا الْفِتْنَةُ ثَلَاثًا مِنْ حَيْثُ

 يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ

(صحيح بخاري کتاب فرض الخمس باب ما جاء في بيوت

ازواج النبي صلي الله عليه وسلم)

رسول خدا به سخن ايستادند ، پس به سمت خانه عائشه

اشاره کردند و سه بار فرمودند اينجاست فتنه ؛ همان جايي که

 امت شيطان ظهور مي کنند .

علت ازدواج حضرت با ايشان سياسي بوده است :

يكى از اهداف ازدواجهاى پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) جهت 

 سياسى - تبليغى بود ؛ يعنى با ازدواج موقعيتش در بين قبايل

مستحكم گردد و بر نفوذ سياسى و اجتماعيش افزوده شود و از

اين راه براى رشد و گسترش اسلام استفاده نمايد.

حضرت به خاطر دست يابى بر موقعيتهاى بهتر اجتماعى و سياسى ،

 در تبليغ دين خدا و استحكام آن و پيوند با قبايل بزرگ عرب و

جلوگيرى از كارشكني هاى آنان و حفظ سياست داخلي و ايجاد

زمينه مساعد براى مسلمان شدن قبايل عرب ، به برخى ازدواج ها

 رو آورد .

در راستاى اين اهداف پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) با زنان ذيل ازدواج کردند :

عايشه دختر ابوبكر از قبيله «تيم». حفصه دختر عمر از  قبيله

بزرگ «عدى». ام حبيبه دختر ابوسفيان از قبيله نامدار بنى اميه.

 ام سلمه از قبيله بنى مخزوم . سوده از قبيله  بنى  اسد.

ميمونه از قبيله  بنى هلال. صفيه از بنى اسرائيل .

ازدواج مهمترين پيوند و ميثاق اجتماعى است، به ويژه در آن

فرهنگ تأثير بسيارى ازخو به جا ميگذارد.

در آن محيطى كه جنگ و خونريزى و غارتگرى رواج داشت،

بلكه به تعبير "ابن خلدون" جنگ و خونريزى و غارتگرى جزو

خصلت ثانوى آنان شده بود،

( مقدمه ابن خلدون (ترجمه)، ج 1، ص 286)

 بهترين عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و اُلفت ،

 پيوند زناشويى بود.

از اين روي،  پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) با قبايل بزرگ قريش ،

به ويژه با قبايلى كه بيش از ديگران با پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم)

دشمن بودند ، مانند بنى اميه و بنى اسرائيل ، ازدواج نمود .

اما با قبايل انصار كه از سوى آنان هيچ خطرى احساس نميشد

 و آنان نسبت به پيامبر(ص) دشمنى نداشتند، ازدواج نكرد.

گيورگيو ، نويسنده مسيحى مي‌نويسد:

محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) ام حبيبه را به ازدواج خود درآورد تا بدين

ترتيب داماد ابوسفيان شود و از دشمنى قريش نسبت به خود بكاهد.

 در نتيجه پيامبر با خاندان بني اميه و هند زن ابوسفيان وساير دشمنان خونين خود خويشاوند شد و ام حبيبه عامل بسيار مؤثرى براى

تبليغ اسلام در خانواده هاى مكه شد.

(محمد پيامبرى كه از نو بايد شناخت، ص 207)

در بعضى از تواريخ مى خوانيم كه پيامبر با زنان متعددى ازدواج كرد

و جز مراسم عقد انجام نشد، و هرگز آميزش با آنها نكرد، حتى در

 مواردى تنها به خواستگارى بعضى از زنان قبائل قناعت كرد.

و آنها به همينقدر خوشحال بودند و مباهات مى كردند كه زنى از

 قبيله آنان به نام همسر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ناميده شده ، و اين افتخار براى آنها حاصل گشته است ، و به اين ترتيب رابطه و پيوند

 اجتماعى آنها با پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) محكمتر، و در دفاع از او

 مصممتر مى شدند.

ام سلمه از طايفه بنى مخزوم - طايفه ابوجهل و خالد بن وليد -  بود،

 وقتى كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) وى را به همسرى

خويش درآورد ، خالد بن وليد موضعگيرى شديد خود را در برابر

مسلمانان مورد تجديد نظر قرار داده و پس از مدتى نه چندان

 طولانى اسلام آورد.

پس از ازدواج رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) با جويريه و صفيه

هيچگونه تحركى را از سوى بنى نضير و بنى مصطلق در برابر آنحضرت مشاهده نمى كنيم . از سوى ديگر، مشاهده مى كنيم كه

از جهت بركت آفرينى براى قوم و قبيله اش يك زن نمونه شناخته

مى شود، و صحابه رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) يكصد خانوار از

اسيران قوم و قبيله وى را بخاطر ازدواج پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) با

او آزاد مى كنند و مى گويند: اينان خويشاوندان رسول خدايند!

و پرواضح است كه چنين منت گذارى بر يك طائفه و قبيله از سوى

مسلمانان چه تاثير بسزايى در عمق جان آنان داشته است.

بنابراين ، ازدواج پيامبر با عايشه و حفصه ، نه به خاطر نبودن زني

 بهتر در آن جامعه و بلكه به خاطر مصالح مهمي بوده است كه

جز با ازدواج پيامبر با آن دو تحقق نمي ‌يافته است .

 سن عایشه درهنگام ازدواج با پیامبر (ص)

اقوال علما در باره سن عایشه در هنگام ازدواج با رسول خدا

صلی الله علیه وآله وسلم مختلف و متفاوت است ، برخی از

 علمای اهل سنت از قول خود عایشه تا شش سال نیز ذکر کرده‌اند !؛

 اما شواهد وجود دارد که سن عایشه بیش از آن بوده که خود ادعا

کرده است .

اولاً : ابن اسحاق ، عایشه را از جمله کسانی شمرده است

که در اول بعثت ایمان آورده و گفته است :

 ( وهی یومئذ صغیرة .)

او در آن هنگام خردسال بود .

اگر ما سن عایشه را در زمان بعثت هفت سال بدانیم ،

وی در هنگام ازدواج با رسول خدا ، 17 سال و در هنگام هجرت

به مدینه 20 سال داشته است .

ثانیاً : عایشه پیش از آن‌که با پیامبر ازدواج کند ،

 در عقد شخص دیگری به نام جبیر بن مطعم بوده است ؛

 چنانچه ابن سعد در الطبقات الکبری می‌نویسد :

عبد الله بن أبی ملیکه می‌گوید : رسول خدا صلی الله

علیه وآله وسلم از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد ،

 ابو بکر گفت : من عایشه را به جبیر بن مطعم داده‌ام ،

به من اجازه دهید تا آن‌ها را منصرف کنم . ابوبکر آن‌ها را منصرف

کرد و طلاقش را گرفت ، سپس رسول خدا با او ازدواج کرد .

(الطبقات الکبرى - محمد بن سعد - ج 8 - ص 59)   


 



برچسب‌ها:
طلاق عایشه و حفصه
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

مسلم نزول آیه: "امیداست که اگر پیامبر شما را طلاق داد خدا به جای

شما زنانی بهتر از شما به او بدهدکه همه با مقام تسلیم و ایمان باشند"

 را درباره این حادثه تایید کرده است.(صحیح مسلم ج۴ص۱۸۸)

حاکم نیشابوری نیز گفته است: پیامبر ص عایشه و حفصه را طلاق داد اما

دوباره رجوع فرمود. (المستدرک ج۴ص16)

این از چیزهایی است که بداخلاقی ناسازگاری و عدم محبت این دو را نسبت

 به پیامبر می رساند و نیز مبین خشم رسول خدا صلی الله علیه و اله نسبت

به آن دو چون همسران نوحو لوط هستند.



برچسب‌ها:
سوال از مولا امیرالمومنین علی بن ابیطالب فاروق اعظم علیه السلام
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

*شخصی خدمت حضرت علی(علیه السلام)عرض کرد چهار مسأله دارم آقا

فرمودند بپرس: گفت واجب چیست؟ واجب تر کدام است؟ نزدیک چیست؟ نزدیک تر

کدام است؟ شگفت چیست؟شگفت تر کدام است؟مشکل چیست؟مشکل تر کدام

است؟*

 

آقا فرمودند:

* واجب اطاعت خداست،واجب تر ترک گناه است*

 *چون با آلودگی به گناه عبادت قبول نیست.*

 *نزدیک قیامت است و نزدیک تر مرگ است.*

 *عجیب دنیاست و عجیب تر علاقه به دنیاست.*

*مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن!*

 



برچسب‌ها:
حسادت عایشه به حضرت خدیجه سلام الله علیها
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

عايشه مى‏گويد: رسول خدا هرگاه به ياد خديجه مي‌افتاد

 از او به نيكي ياد مي‌كرد. روزي حسادت بر من چيره شد و گفتم:

 چه زياد از آن پير زن بي‌دندان ياد مى‏كنيد؟

 همانا خداوند بهتر از او نصيب شما فرموده است. رسول خدا فرمود:

 خداوند بهتر از او نصيب من نفرموده است،

 زيرا هنگامى كه همه مردم مرا تكذيب مى‏كردند،

او مرا تصديق مى‏كرد و هنگامى كه مردم مرا محروم مى‏داشتند

 او با اموال خود من را ياري مى‏كرد و خداوند فرزندان مرا ،

 از او به من عنايت فرمود و حال آنكه از غير او فرزندى به من عنايت نفرمود.

منبع/

*مسند أحمد بن حنبل، ج 6   ص 117، ح24908، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

عایشه میگوید:

 بر هيچ يك از زنان به اندازه خديجه حسادت نكردم؛

چرا كه رسول خدا صلی الله علیه وآله او را زياد ياد مي‌كرد،

 سه سال بعد از وفات او ، با من ازدواج كرد و خداوند به پيامبر

 و يا جبرئيل دستور داد كه خديجه را به خانه‌اي در بهشت

 كه از درّ و مرواريد ساخته شده است، بشارت دهد.

منبع/

*صحیح بخاری ج3 ص1389 ح3606 کتاب فضایل الصحابه باب تزویج النبی خدیجه
*صحیح بخاری ج3 ص1389 ح3605 کتاب فضایل الصحابه باب تزویج النبی خدیجه

*صحيح مسلم ج 4 ص1888 ح2435 کتاب فضایل الصحابه باب تزویج خدیجه ام المومنین

 



برچسب‌ها:
دروغگویی عایشه
+ نویسنده hadiseslam در سه‌شنبه 25 شهریور 1393 | ارسال نظر(0)

روزى پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله زنى را از قوم كلب خواستگارى

 كرده بود، از اين رو عايشه را براى كسب اطلاعاتى نزد خانواده

 او فرستاد. پيامبرصلى اللّه عليه وآله به عايشه فرمود:

او را چگونه ديدى؟پاسخ داد: چيز قابل ذكرى نديدم!

پيامبر صلى اللّه عليه وآله فرمود: تو چيز قابل ذكرى ديدى!

 تو خالى روى گونه او ديدى كه تك تك موهاى تو بر تنت راست شد.

عايشه گفت: اى رسول خدا! هيچ رازى از شما پنهان نيست.

منبع/

*کنزالعمال ج12 ص188 کتاب فضایل فضایل پیامبر ح 35455



برچسب‌ها:
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران