بیعت عمر با امیرالمومنین ع در غدیر خم با سند صحیح+تصویر
براء بن عازب مىگوید: در حجة الوداع همراه رسول خدا بودیم،...سپس رسول خدا صلى الله علیه و آله دست على را گرفت و فرمود: آیا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نیستم؟ گفتند: آری، فرمود: هر کس که من مولای او بودم علی نیز مولای اوست، خداوندا دوست بدار آنکه على را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمر بعد از آن گفت: مبارک باشد بر تو اى علی، تو اکنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستی.
حدثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِىُّ بن زَیْدٍ عن عَدِىِّ بن ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال: کنا مع رسول اللَّهِ ص ... وَأَخَذَ بِیَدِ علی رضی الله عنه فقال: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ؟ قالوا: بَلَى، قال: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ؟ قالوا: بَلَى، قال: فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِىٍّ فقال: من کنت مَوْلاَهُ فعلی مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ. قال: فَلَقِیَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلک فقال: له هنیاء یا بن أبی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَیْتَ مولى کل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ.اسناده صحیح مسند احمد ج4ص185 و186 .


بررسی سند روایت:
عفان بن مسلم بن عبد الله الباهلى (219هـ)
از روات صحیح بخاری، مسلم، أبو داود، الترمذی، النسائی، ابن ماجه
عفان بن مسلم بن عبد الله الباهلی أبو عثمان الصفار البصری ثقة ثبت.
تقریب التهذیب، ابن حجر، ج1، ص393، رقم: 4625
حماد بن سلمه (167هـ)
از روات صحیح بخارى (تعلیقا)، مسلم، أبو داود، الترمذی، النسائی، ابن ماجه.
حماد بن سلمة بن دینار البصری أبو سلمة ثقه عابد أثبت الناس فی ثابت.
تقریب التهذیب، ابن حجر، رقم: 1499
علی بن زید بن جدعان (131هـ)
از روات صحیح مسلم و بقیه صحاح سته و بخارى در أدب المفرد.
علی بن زید بن جدعان التیمی البصری الضریر أحد الحفاظ.
الکاشف، ذهبی، ج2، ص40، رقم: 3916
عدی بن ثابت (116هـ)
از روات بخاری، مسلم، أبو داود، الترمذی، النسائی، ابن ماجه
عدی بن ثابت الأنصاری عن أبیه والبراء وابن أبی أوفى وعنه شعبة ومسعر وخلق ثقة.
الکاشف، ذهبی، ج2، ص15، رقم: 3758
براء بن عازب (بعد از 70هـ)
صحابی
الکاشف، ج1، ص246، رقم:546
خطیب بغدادی نیز این روایت را با سندی صحیح از ابوهریره نقل کرده است.تاریخ بغداد، ج 8، ص 289، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت.
چرا عمر، عهد و پیمانش را فراموش کرد؟
پاسخش را ابوحامد غزالی می گوید:
عمر پس از این فرمایش رسول خدا ص به على ع این گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابوالحسن، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.»
این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على ع و نشانه رضایتش از انتخاب على ع به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روزها، عمر تحت تأثیر هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغییر داد و با لشکر کشىها، برافراشتن پرچمها و گشودن سرزمینهاى دیگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار کرد و از مصادیق این سخن شد: پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله اى کردند.
واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى لحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.
سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج 1، ص18
ذهبی در مورد غزالی چنین می گوید:فإن الرجل من بحور العلم...و به راستی که او از دریاهای علم است.سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج 19، ص 328.
برچسبها: